... اعلام اسم پسري ...
بعد از اينكه فندقي رو به اتاق اوردن ، مادر روحي كامش رو با طربت مطهر كربلا باز كرد و بعد پسري براي اولين بار شير خورد و بعد به گوشش اذان و اقامه خوند وبعد به نوبت بابا حبيب اذان و بابا احمد اقامه خوندند...
- اعلام اسم پسري 14/08/1390
به نام حضرت دوست
كه
هر چه هست از اوست
بعد از اينكه فندقي رو به اتاق اوردن ، مادر روحي كامش رو با طربت مطهر كربلا باز كرد و بعد پسري براي اولين بار شير خورد و بعد به گوشش اذان و اقامه خوند وبعد به نوبت بابا حبيب اذان و بابا احمد اقامه خوندند...
من و بابا محسن در حالي كه پسري تو بغلم خوابيده بود در حال دبدن پسرمون بوديم و راجع به اينكه واقعا پسری به اندازه فندقه صحبت مي كرديم كه يه دفعه مامان حاشي گفت: " نمي خوايد اسم پسرتونو به ما هم بگيد تا ما هم به اسم صداش كنيم؟ " . من و بابا محسن به هم نگاه كرديم و بابا محسن به من اشاره كرد كه تو بگو...
(راستش انتخاب اسم كاملا ْ به نظر من بود و بابا محسن كوچكترين نقشي تو انتخاب اسم پسري نداشت و شاید هم مايل نبود كه این اسم رو روش بزاريم اما وقتی خستگي منو تو دوران بارداري دیده بود ، رو اسم انتخابی من نه نیاورد )
منم با صداي بلند گفتم: " آقا رادين".
مامان حاشي اول جا خورد،چون اونا دوست داشتند ما اسم مذهبي رو پسري بداريم. بعدپرسيد: " حالا معنيش چيه؟ " گفتم : " ازاده،جوانمرد،ایستاده".
و بعد همه مبارك باد گفتند..............
و اينطوري شد كه اسم ايراني "رادين" كه معنیش از صفتهای شاخص مولا علي ( ع ) رو واسه پسرم انتخاب كردم و اميدوارم كه هميشه پسرم اين منش حضرت علي ( ع ) رو حفظ كنه...
ان شاءالله



... اعلام اسم پسري ...
